تبليغاتX
تغییر برای برابری

تغییر برای برابری

www.we4change.com

گفتگو با بابك احمدي‌/ پریسا کاکائی

يكشنبه 6 اسفند 1385

جناب آقای بابک احمدی، شما به عنوان نويسنده، مترجم، و صاحب نظر در مسايل اجتماعي ايران، جزو آن دسته از روشنفكران معاصر كشورمان هستيد كه همواره جنبش مستقل زنان هم وطن تان را صادقانه و متواضعانه مورد حمايت قرار داده ايد، در تجمع هاي مسالمت آميز و حق خواهانه‎ي زنان كشورتان عملا حضور يافته ايد و در تجمع روز 22 خرداد (روز همبستگي زنان ايران) مورد ضرب و شتم هم قرار گرفتيد. هم چنين در سخنراني هايتان از حقوق حقه زنان هموطن تان همواره به صراحت و شجاعت دفاع كرده ايد، حال ضمن تشکر به خاطر حمايت هاي بي دريغ تان ، پرسش های خود را نخست با این مطلب آغاز می کنم که شما يكي از اولين حاميان كمپين يك ميليون امضا هستيد، چه ويژگيهايي در اين كمپين نظر تان را جلب كرده است‌؟

با سلام و سپاس از فعاليت‌هاي شما در جهت كسب حقوق دمكراتيك و برابري كامل اجتماعي و حقوقي زنان و مردان‌. كمپين يك ميليون امضا فعاليتي مدني و نمايان‌گر حق اعتراض شهروندي و خواست دگرگوني قوانين با شيوه‌هايي قانوني و مسالمت‌آميز است‌. كنشي است دمكراتيك‌، سنجيده و غيرخشن كه مي‌تواند فراتر از اقدام براي دست‌يابي به اهداف خود درسي براي ديگر مبارزان راه آزادي نيز باشد. اين كمپين با توجه به ضرورت ايجاد آگاهي اجتماعي در ميان زنان ستم‌ديده موقعيتي انتقالي را فراهم مي‌آورد، يعني خواست‌هايي مشخص و صريح را پيش مي‌كشد كه در جريان مبارزه‌اي بخردانه منجر به پيدايش و گشايش خواست‌هايي ديگر و تازه‌تر خواهند شد. هدف كمپين مهم و دسترس‌پذير است‌. با توجه به ژرفا و آشكارگي نابرابري اجتماعي و حقوقي زنان با مردان در ايران زمينه‌ي واقعي و عيني براي جمع‌آوري يك ميليون امضا در اعتراض به تبعيض مندرج در قوانين وجود دارد. فعاليت دمكراتيك در راه اين هدف زمينه‌ي ذهني مساعدي را مي‌آفريند و مي‌توان با پشتوانه‌ي مواضع يك ميليون شهروند ايراني اهداف ديگري را براي ادامه‌ي مبارزه تعيين كرد. به بيان ديگر، كمپين پايان مبارزه نيست‌، ادامه‌ي مبارزات پيشين و راه‌گشاي فعاليت‌هاي آينده است‌.

كمپين يك ميليون امضا پس از تجمع مسالمت‌آميز زنان در 22 خرداد 1385، ميدان 7 تير و اعتراض آنها به قوانين تبعيض‌آميز آغاز به كار كرد. خواسته حقوقي زنان خواسته جديدي نيست و درواقع بيش از يك صد سال است كه جنبش حقوقي زنان برابري قانوني را به شيوه‌هاي گوناگون طرح و مطالبه كرده و در اين روند متناسب با شرايط سياسي و اجتماعي زمانه خود فراز و فرودهايي را از سر گذرانده‌. اكنون جنبش زنان مي‌كوشد از طريق جمع‌آوري يك ميليون امضا به روش چهره به چهره و رودررو با زنان و مردان در خيابان و كوچه و محله‌... هم در راه گسترش آگاهي و ايجاد خواسته حقوقي و هم در جهت گسترش ارتباط با اقشار و گروه‌هاي اجتماعي گام بردارد. به نظر شما جنبش زنان چگونه مي‌تواند اين حركت را به ثمر برساند، موانع بازدارنده در اين روند چيست‌؟

آشكارا مهم‌ترين مانع بازدارنده حكومتي است كه موظف است قوانين را اجرا كند، قوانيني كه ساخته و پرداخته‌ي معتقدان به نابرابري اجتماعي زن و مرد هستند. اينان در اثبات حقانيت چنان نابرابري‌اي دلايل زيادي كه به زعم خودشان «عقلي و نقلي‌» هستند ارائه مي‌كنند، با هر گونه خواست دگرگوني قوانين مخالف‌اند و حكومت نيز در اين راه به طور منظم و پيگير دست به خشونت مي‌زند. اما اين قدرت مسلط يگانه مانع بازدارنده نيست‌. موانع ديگر را كساني ساخته‌اند كه كمپين را رد مي‌كنند اما راه ديگري براي مبارزه به ما نشان نمي‌دهند. يك مانع آن «دمكرات‌ها»يي هستند كه مي‌گويند بهتر است زنان مبارزه‌ي موجود و «تندروي‌»هاي خود را متوقف كنند تا آنان بتوانند اصلاحات را به پيش ببرند و در آينده «حق زنان را به ايشان بدهند». مانع ديگر آن چپ‌گراياني هستند كه مي‌گويند مبارزه‌ي واقعي و عملي منش بورژوايي دارد و بهتر است زنان براي ساختن بهشت سوسياليستي بكوشند تا در آن بهشت آزاد شوند. هر دو گروه ادعاي «بخشش حقوق به زنان در آينده‌» را همراه مي‌كنند با پيشنهاد شيوه‌هايي غير از مبارزات خود زنان در يك جنبش مستقل و آگاه‌.

برخي از منتقدين، كمپين را يك حركت ليبرالي مي‌دانند و معتقدند بورژوازي از طريق چنين حركت‌هايي سعي در انحراف جنبش زنان دارد. آنان مي‌گويند كه خواست تغيير قوانين‌، خواستي حداقلي و ناچيز است و گامي به عقب‌. ستم جنسيتي در ساختارهاي اجتماعي بازتوليد مي‌شود و حتي با حذف قوانين جنسيت‌گرا در وضعيت غالب زنان تغيير محسوسي به وجود نخواهد آمد. نظر شما در اين باره چيست‌؟

بگذاريد كمپين را ليبرالي بخوانند. من به عنوان يك ليبرال از اين برچسب نگراني ندارم‌. سوسيال‌دمكراسي و احزاب سبز اروپايي سرانجام در حاشيه‌ي امن ليبراليسم جاي گرفته و با پذيرش اولويت آزادي و حقوق دمكراتيك مبارزه‌اي مسالمت‌آميز و غيرخشن را در راه برابري بيش‌تر به پيش مي‌برند. اين يگانه شكل دمكراتيك تحقق آرمان‌هاي سوسياليستي است‌. بقيه‌ي گرايش‌هاي چپ‌گرا سرانجام جايي مخالفت خود را با آزادي با زدن برچسب «دمكراسي ليبرالي‌» به آن آشكار خواهند كرد. كساني كه به فعالان كمپين ايراد مي‌گيرند كه چرا برنامه‌اي بورژوايي را اجرا مي‌كنند لطفاً زحمت بكشند و به ما بگويند كه برنامه‌ي پرولتري در تقابل با آن برنامه‌ي بورژوايي چيست و كجاست‌. در ضمن به ما بگويند كه كدام مبارزه‌ي وسيع اجتماعي را براي دست‌يابي به حقوق برابر زنان و مردان بر اساس سياست‌ها و برنامه‌هاي كارگري سازمان داده‌اند. خيلي آسان است كه گوشه‌اي بنشينند و با ادعاي جهان‌بيني پرولتري مبارزه‌ي به راستي موجود را به عنوان خواست حداقلي نفي كنند، و اگر زني از آنان بپرسد كه خواست حداكثري را چگونه برآورده خواهند كرد پاسخ بدهند «روزي كه ديكتاتوري پرولتاريا را بسازيم‌»، و در برابر اين ايراد هم که در شكل‌هاي به راستي موجود آن ديكتاتوري حقي به كسي و به زني داده نشده و برابري اجتماعي در اردوگاه‌هاي كار اجباري شكل گرفته هشدار بدهند كه «خانم جان‌! شما اسير تبليغات بورژوايي شده‌ايد».

آنان از تكرار اين نظر كه ستم جنسي نتيجه‌ي ساختارهاي اجتماعي جوامع طبقاتي است نتيجه مي‌گيرند كه زنان بايد مبارزه‌ي خود براي كسب حقوق برابر را متوقف كنند و به صفوف احزاب پرولتري بپيوندند، كه البته در جامعه‌ي ما احزابي ناموجودند و همواره در محفل‌هايي چندنفره در حال شكل‌گيري و در همان زمان در حال انشعاب هستند! اما كساني كه چنين نظري را پيش مي‌كشند چگونه منكر تفاوت وضعيت زنان در جوامع طبقاتي مختلف مي‌شوند؟ آيا وضع زنان سوئد و زنان عربستان سعودي با هم فرق دارد يا نه‌؟ خود حضرات (كه بيش‌تر هم مرد هستند) اگر زن بودند ترجيح مي‌دادند در كدام يك از اين دو كشور زندگي و كار كنند؟ هم‌چنان كه اظهار فضل مي‌كنند كه اين هر دو جوامعي طبقاتي‌اند و درنتيجه «مساله‌ي زن‌» به طور ريشه‌اي در آن‌ها حل نشده‌، كدام را انتخاب مي‌كردند؟ آيا واقعاً معتقدند كه وضعيت زنان در اين دو كشور «تفاوت محسوسي با هم ندارند»؟ در اين صورت بايد گفت كه نه فقط قوه‌ي عقلي بلكه قوه‌ي حسي آقايان هم مشكل دارد.

يكي از پرسشهاي رايج از فعالين كمپين مزبور اين است كه آيا اقدام‌هاي جمعي مانند كمپين يك ميليون امضا مي‌تواند در تغيير قوانين تاثيرگذار باشد؟

مساله فقط به هدف تعيين‌شده خلاصه نمي‌شود. نكته‌ي مهم آن فعاليت سازمان‌يافته و سنجيده‌اي است كه در راه تحقق هدف شكل مي‌گيرد و براي همه‌ي قشرهاي ستم‌ديده آموزنده است‌. زنان و مردان فعال در اين كمپين براي كسب حمايت شهروندان از تغيير قوانين راه‌هاي مستقيم گفت‌وگو و روشن‌گري را مي‌آزمايند. آن‌چه را كه براي خودشان دانسته و شناخته شده است به ديگران (به ويژه به زناني كه از نابرابري حقوقي رنج مي‌برند و هنوز درك درستي از علل اقتصادي‌، اجتماعي و سياسي آن ندارند) توضيح مي‌دهند و چه بسا از شيوه‌هاي مقابله‌اي كه زنان محروم در متن زندگي خود يافته‌اند باخبر مي‌شوند. اين تبادل تجربه‌ها و آگاهي‌ها امري مهم و مرحله‌اي ضروري در جريان پيكار دمكراتيك است‌. كمپين فعاليتي به نسبت درازمدت است‌. درنتيجه‌، فعالان را با شكل‌هاي تازه‌ي سازمان‌يابي و تشكل روبرو مي‌كند.

به پرسش شما درباره‌ي احتمال موفقيت كمپين در دسترسي به هدف مشخص‌اش فقط مي‌توان در جريان عمل و مبارزه پاسخ داد. البته هستند كساني كه پيشاپيش شكاكانه هر فعاليتي را محكوم مي‌كنند يا هدف آن را دسترس‌ناپذير و مردود مي‌خوانند. به اين حاشيه‌نشينان مي‌گويم كه حتي اگر جنبش زنان با در دست داشتن يك ميليون امضا شهروندان ايراني نتواند قوانين را تغيير دهد باز در انجام كار مهم ديگري موفق شده است‌. توانسته آگاهي از منش غير دمكراتيك قوانين موجود و خواست ضرورت دگرگوني آن‌ها را گسترش دهد. در اين صورت جنبش زنان بر زمين محكم‌تري خواهد ايستاد و با پشتوانه‌ي حمايت و هم‌نظري شمار قابل توجه‌اي از مردم مواضع خود را تدقيق و بيان خواهد كرد. پيكار دمكراتيك زنان براي كسب برابري و حقوق شهروندي مبارزه‌اي است طولاني و فرهنگي‌. توجه به مبارزات زنان در كشورهاي ديگر و پيش‌رفته‌تر نشان مي‌دهد كه از پس مبارزه‌ي طولاني و روشن‌گري‌هاي فرهنگي بود كه دستاوردها متحقق‌، مستحكم و راه‌گشاي خواست‌هايي ديگر شدند. امروز كه من در حال نوشتن اين متن هستم در ميان مهم‌ترين اخبار رسانه‌هاي جهاني شنيده‌ام كه زنان پرتغال و نيروهاي دمكراتيك در آن كشور (كه سي سال پيش در پي انقلابي مردمي از شر ديكتاتوري خلاص شده بودند) سرانجام حق قانوني سقط جنين را از طريق برگذاري همه‌پرسي در سطح ملي به دست آورده‌اند.

در قسمتي از طرح كمپين آمده است كه «برابري حقوقي زن و مرد مغايرتي با اسلام ندارد». اين فراز از طرح كمپين با واكنش بخش‌هايي از نيروهاي «لاييك‌» جامعه مواجه شد. نظر شما در مورد حقوق زن در اسلام چيست‌؟

واژه‌ي «اسلام‌» در تعريف يا تشخيص يكي از بزرگ‌ترين اديان جهان به كار مي‌رود. اين دين يك واقعيت تاريخي و اجتماعي است‌. هيچ واژه‌اي نمي‌تواند روشن‌گر تمامي تاويل‌هاي مختلفي باشد كه از اين واقعيت ارائه شده‌اند. ايمان ديني همواره شكل تاويلي مي‌يابد. نمي‌توان با گفتن «اسلام‌» و «مسلمان‌» روشن كرد كه كدام برداشت و تاويل مورد نظر است‌. راست است كه در تاويل‌هايي از احكام بنيادين و اوّليه‌ي دين برابري زن و مرد پذيرفته نيست‌. اما در تاويل‌هايي ديگر اين برابري پذيرفته و ستودني است‌. ما به نام تاويل‌هاي دسته‌ي دوم به افراد دسته‌ي نخست مي‌گوييم كه براي بسياري از مسلمانان كه زندگي مومنانه يعني زيستن هرروزه با خداوندشان در جهان را برگزيده‌اند برابري زن و مرد امري ممكن و پذيرفتني است‌. آن نيروهاي لاييك كه فكر مي‌كنند فارغ از هر اشاره‌اي به باورهاي ديني و ايمان مردمان مي‌توان از حقوق دمكراتيك آن‌ها دفاع كرد به ياد آورند كه قوانين تبعيض‌آميز كنوني به نام دين شكل گرفته و اجرا مي‌شوند، در حالي كه شمار فراواني از مومنان از جمله برخي از مراجع عالي‌رتبه‌ي ديني هم به اين قوانين معترض‌اند. درنتيجه‌، خواست دگرگوني اين قوانين ناگزير به مباحث فقهي و حتي كلامي كشيده مي‌شود همان‌طور كه ناگزير به مباحث حقوقي هم كشيده مي‌شود. لائيسيته به معناي گريز از بحث ديني و تعطيل كردن آن نيست‌. خاصه وقتي كساني هستند كه با تكيه به تاويل‌هايي از احكام ديني و منحصر كردن تماميّت دين به ادراك خودشان از آن‌، در عمل حقوق طبيعي و اوّليه‌ي انسان‌هايي را ناديده مي‌گيرند. به اينان مي‌گوييم كه تاويل‌هايي دمكراتيك‌تر و امروزي‌تر از احكام دين هم ممكن هستند.

به نظر شما قوت و ضعف اين حركت مدني در چيست‌؟ چه راهكارهايي را جهت بهبود عملكرد چنين حركتي پيشنهاد مي‌كنيد؟

مهم‌ترين نكته اين است كه كمپين با بصيرت زنانه شكل گرفته است‌. زناني مبارز آن را مطرح كرده و سازمان داده‌اند. آنان در اين راه تحمل دشواري‌هايي را به جان خريده‌اند و كار را پيش مي‌برند. اين صداي جنبش مستقل زنان است‌. براي من كه مردي بارآمده در جامعه‌اي مردسالار و پدرسالار هستم فعاليت در خدمت جنبش مستقل زنان آموزنده و رهايي‌بخش است‌. من به اين نكته اعتقاد راسخ دارم كه «رهايي زنان نتيجه‌ي مبارزات خود زنان است‌» اين به معناي انكار حق مردان براي شركت و نظر دادن در مبارزه‌اي نيست كه به سرنوشت و آزادي‌هاي انساني خود آنان هم مربوط مي‌شود. بسياري از مردان امروز دانسته‌اند كه در جامعه‌اي كه حقوق اجتماعي و منزلت زنان كم‌تر از حقوق و شان مردان باشد، مردان نيز آزاد نيستند. در هم‌راهي با جنبش مستقل زنان و درس گرفتن از آن مي‌توان زمينه‌هاي ديگر پيكار دمكراتيك را گسترش داد. من پيشنهاد راهكار تازه‌اي ندارم‌. خود زنان و مردان فعال در كمپين به خوبي مي‌دانند كه چگونه بايد با مردم سخن راند و خواهان ياري و شركت‌شان در مبارزه شد.

جناب آقای بابک احمدی، از فرصتی که در اختیار سایت تغییر برای برابری گذاشتید بسیار سپاسگزارم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:38  توسط زنان  | 

 

صبح که از خواب بيدار شدم اولين چيزی که به ذهنم رسيد اين بود كه امروز بچه ها راهی رشت هستند برای برگزاری کارگاه. با خودم گفتم صبحانه ام را که خوردم برای آخرين بار بهشون زنگ می زنم که مطمئن بشم همه به موقع سر قرارشون رسيده باشند. ولي هنوز صبحانه ام تمام نشده بود که تلفن زنگ زد:

ــ «زهره اسد پور را وزارت اطلاعات رشت احضار كرده و الان رفته برای بازجويی»
يكه خوردم. باورم نمی شد، آخر براي چي؟ حالا چكار بايد بكنيم؟ خيلی سخت بود که فکر کنم کارگاه رشت پس از آن همه دوندگي و قول و قرار، برگزار نمی شود. مدت ها بود که بچه های رشت براي همكاري با كمپين اعلام آمادگي کرده بودند و من نتوانسته بودم هماهنگ کنم و حالا بعد از مدتها با کمک زهره اسدپور توانسته بوديم دو گروهی را که در رشت بودند با هم ادغام کنيم و يک کارگاه برای 30 نفر ترتيب بدهيم.
و حالا زهره نبود، چرا؟ به چه جرمی؟ هيچ چيز معلوم نبود. ذهنم كار نمي‎كرد. يعني نمی دانستم چه کار کنم فقط می خواستم هر چه سريعتر به طرف رشت راه بيافتم ولی قبل از رفتن نظر زهره برام مهم بود . فکر اينکه زهره هم ممكن است بترسد، کلافه ام کرده بود چون زهره را آنقدرها نمی شناختم برای همين نمی دانستم چه عکس العملی نشان می دهد....

بالاخره زهره به تلفنش جواب داد. خوشبختانه حالش خوب بود و برخلاف تصورم روحيه اش فوق العاده بود. توضيح داد كه از او خواسته‎اند جلسه فردا را برگزار نکند و وقتی زهره مقاومت کرده، شروع به تهديد و ترساندنش کرده بودند که: نمی ترسی اگه حزب اللهی ها بريزن تو خونه ات بگن دختر و پسر دارين چه کار می کنين؟ و بعد اگه درگيری پيش بياد چه کار می کنی؟ و...

براستی، شما مسئولان جان و امنيت شهروندان در اين مواقع چه کار می کنيد ؟ اگر يه مشت آدم بريزند توی خونه ای که يه عده دختر جوان نشسته اند و دارند کتاب بدبختی هاي خود را ورق می زنند، واقعا چه کار می کنيد؟

فکر کنم اين که شما چه می کنيد مهمتر باشد تا اين که ما چه می کنيم. مگر شما نبايد مسوول حفظ امنيت مردم باشيد؟

ظاهرا شما هم کاری از دستتان بر نمی آيد برای همين از قبل به ما اطلاع می دهيد که خودمان مواظب باشيم؟ يا شايد استدلالتان اين است که : خود زن ها مقصرند و حق شان است!! همانگونه که شما همه خشونت هاي انجام شده در ميدان هفت تير را توجيه کرديد و خود زناني كه فقط براي حق و حقوق شان آمده بودند تا حرف شان را به گوش مردم برسانند، مقصر شناختید.

آری ما مقصريم برای آن که مادريم و مادر بودن را تنها وظيفه ما مي دانيد اما هيچ حقی بر فرزندانمان نداريم ، ما مقصريم چرا که ناقص العقل ايم و نصف يک «انسان» حق داريم و لابد چون حق انتخاب نداريم همه تقصير ها به گردن ماست، ولي شما آقايان حق داريد .برای همين می توانيد بترسانيد، تهديد کنيد و خط ونشان بكشيد!

مثل همه کارگاه های ديگر، کارگاه رشت هم به خوبي برگزار شد و هيچ اتفاقی نيافتاد. اين دفعه در جمع صميمي بچه های رشت بوديم و با هم تاريخ تبعيض هايی را که برما زنان روا شده ورق زديم.

تمام طول کارگاه منتظر حزب اللهی ها بودم اگر می آمدند البته قانونی نبود و برای کسانی که مدعی قانونند سخت است قانون شکنی کنند. چرا پس زهره را تهديد کردند؟ جوری با او حرف زدند که بترسد و ديگران را هم او بترساند!

به راستي چرا از جمع شدن ما زنان می ترسيد؟ حرف هايمان سخت و پيچيده نيست و نشست هايمان چيزی ندارد که شما را بترساند، می توانيد امتحان کنيد تشريف بياوريد و همراه ما در کارگاه بنشينيد اگر دلتان از سنگ نباشد حتما متاثر می شويد و بيانيه كمپين يك ميليون امضاء را داوطلبانه امضا می کنيد . تمام تلاش مان اين است که فرياد بزنيم که انسانيم « نيمه انسان نيستيم» همين!

چرا فکر می کنيد با ترساندن ما همه چيز تمام می شود ؟ ما زنانی که همه عمرمان زير سايه اين نظام مرد سالار در ترس و تحقير سپري شده... همين كافي نيست؟!

اگر كافي نيست، پس صبوری می کنيم چون يك عمر تحمل اين تبعيض ها واقعا صبورمان کرده و مقاومت، ميوه همين تبعيضاتی است که بر ما اعمال شده است.

آيا مي توانيد تصور کنيد « اگه يه مشت آدم بريزن تو خونه و کارگاه را به هم بزنن» تحمل اش خيلی راحت تر است از تحمل زندگی زنی است که زير بار تحقير و تبعيض هر روز می ميرد و زنده می شود!

برای همين است که با همه ترسی که بر دلمان افکنده ايد کارگاه ها را به طور منظم برگزار می کنيم چرا که معتقديم کارمان غير قانونی نيست ، مطالباتمان بر حق است و اين حق ماست که برای رسيدن به خواسته هايمان تلاش کنيم...

و حالا هم داريم می رويم مشهد کارگاه برگزار کنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:37  توسط زنان  | 

به جای این کارها بشین بچه ات رو بزرگ کن !/ زینب پیغمبرزاده

جمعه 4 اسفند 1385


رشت شاید بهترین شهر برای کار فمنیستی باشد . شهری که بالاترین ضریب توسعه جنسیتی را در کل کشور دارد و بسیاری از مفاهیم جنسیتی برای مردمش معانی متفاوتی دارند. از وقتی وارد کمپین شدم لحظه شماری می کردم تا زودتر کمپین را بین خواهرم و دوستانش ببریم و از این پتانسیل بالا استفاده کنیم . در اولین فرصت با خواهرم صحبت کردم .اما انتقادهای دوستان خواهرم ،زیاد بود و نیروی کمپین کم. زارا را خفه کرده بودم. :‌کی می ریم رشت ؟

- به خدا می ریم. حالا چند تا شهرستان هست که خیلی وقت پیش هماهنگ شده . داوطلبین تهران خیلی زیادند. نمی رسیم کارگاه برگزار کنیم و..

و اینقدر گفتم و گفتم تا بالاخره نوبت رشت شد.ظرف چند ماه گذشته دورادور بحث های زیادی کرده بودیم و غیر از دوستان خواهرم ، گروه فعال دیگری هم داوطلب شرکت در کارگاه شده بودند . خوشحال بودیم که توانسته بودیم این دو گروه را به هم لینک کنیم. تعداد داوطلبین زیاد شده بود : 30 نفر . این همه آدم را کجا باید جا می دادیم ؟خوشبختانه یکی از بچه ها پیشنهاد داد که به خانه آنها در اطراف انزلی برویم .

 

هوا طوفانی بود

خب ، دیگر همه چیز روبه راه بود. تیم برگزار کننده کارگاه مشخص شده بود، برنامه ریزی ها انجام شده بود ، کوله ام را پر کرده بودم و به خودم نوید دیدن دوباره خواهرم و دوستانش را می دادم . دلم برای هوای مه گرفته شمال لک زده بود. قرار بود بعد از ظهر پنج شنبه حرکت کنیم . اما درست دو ساعت قبل از زمانی که باید راه می افتادیم،ناگهان زهره اسد پور – یکی از دانشجویانی که قرار بود به ما در برگزاری کارگاه کمک کند - زنگ زد و گفت که به اطلاعات رشت احضار شده است ! تا سه ساعت بعد که زهره دوباره زنگ زد، سیل تلفن های ما مازیار- همسر زهره – را خفه کرده بود. تمام این مدت به نازلی دختر سه ساله شان فکر می کردم. چه کار باید می کردیم ؟ تصمیم گرفتیم که هر طوری که هست برویم و حتی اگر کارگاه هم برگزار نمی کنیم ، حداقل با بچه های رشت صبحت کنیم . تیم سفر تغییر کرد . اما من خودم را بین آنها جا کردم . ساعت 7 بعد از ظهر راه افتادیم و ساعت 2 نیمه شب خودمان را به یک خانه دانشجویی رساندیم. منتظر بودیم که دو دختر خواب آلود در را به رویمان باز کنند و غرغر کنان چراغ ها را روشن کنند . هر چند استقبال گرمی از ما کردند ، اما سارا تا آخر سفر، غصه دار موبایلش بود که در اتوبوس جا گذاشته بود.

 به جای این کارها بشین بچه ات رو بزرگ کن!

شب هر طوری بود خوابیدیم و صبح به دیدن زهره در خانه یکی از دوستانش رفتیم . زهره تعریف کرد که به او گفته اند : «چه خبره چرا همه جا رو پر کردی که احضارت کردیم . این فقط یه گپ دوستانه اس» و ادامه داده بودن که «ما ده ساله که تو را می شناسیم ، فکر کرده بودیم آدم شده ای . به جای این کارها بشین بچه ات رو بزرگ کن !فکر نکردین اگه انصار بریزن تو خونه بگن دختر و پسر دارین چه کار می کنین ، چی می شه ؟ »

- ما فقط دختریم

- یعنی اگه من بیام اونجا رام نمی دین ؟

- نه!

- چند تا از اون دفترچه ها پخش کردی ؟

- هنوز چیزی دستم نرسیده .اما اگه دستم برسه حتماً پخششون می کنم .

زهره بر حق شهرندی جمع شدن در منازل شخصی و صحبت کردن درباره قوانین تاکید کرده بود و آنها هم تهدیدش کرده بودند که نمی گذارند ، فوق لیسانس بخواند.

زهره و بقیه بچه ها هنوز هم می خواستند در کارگاه شرکت کنند و فعالیتشان را در کمپین آغاز کنند . آنها فکر می کردند اظهار نظر درباره قوانین نابرابر و تلاش برای تغییر آنها طبیعی ترین حق شان است .

تمام صبح را با هم صحبت کردیم . آنها از انتقادهایی که به شروع غیر دموکراتیک کمپین و عدم دخالت شهرستان ها در آن داشتند ، گفتند و ما از معذوریت هایی که به علت باز نبودن فضا و نداشتن شناخت و ارتباط وجود داشت و راهی که برای هر نوع اعمال نظری در فرایند نامتمرکز کمپین به روی همه باز است. همچنین انتقادهایی در زمینه مطرح کردن عقاید خاص برخی گروهها در دفترچه آموزشی کمپین عنوان شد. گفتیم که برای ارتیاط برقرار کردن با مردم باید با زبان خودشان صحبت کنیم و نیز برای تغییر قوانین چاره ای جز برخورد مسالمت آمیز نداریم .

رشت پیشتاز جنبش زنان در ایران

کارگاه ساعت 2 بعد ازظهر با حضور 12 نفر از دختران عمدتاً جوان رشت و با صحبت های رضوانه مقدم آغاز شد. او سخنانش را با تاکید بر پیشتازی رشت در طرح مطالبات زنان آغاز کرد و با اشاره به تاریخچه مبارزات صد ساله زنان از مشروطه تا به امروز ، گفت : زنان هنوز نتوانسته اند به این خواسته ها دست یابند ،‌بنابراین کمپین با بهره گیری از تجربیات تلاش های انجام گرفته در دیگر کشورها آغاز شده است. سپس با اشاره به تبعیضات جنسی موجود در جامعه ، از روابط اعضای کمپین ، حامیانش و روش های کارشان گفت .

 پس از آن، از آنجایی که وکیل همراهمان نبود ، سارا لقمانی به توضیح قوانین پرداخت . او که مددکار اجتماعی و فارغ التحصیل مطالعات زنان است ، قوانین را با مثال هایی واقعی و ملموس توضیح داد و گفت که چرا قوانین را نابرابر می دانیم و چه تاثیر عمیقی بر زندگی تک تک مان می گذارند. بعد از صحبت های سارا بچه های رشت مصصم بودند که به قوانینی که بدون مشورت با آنها و مادرانشان نوشته شده اعتراض کنند.

سپس زارا امجدیان به توضیح مهارت های ارتباطی پرداخت که به ما کمک می کند، کمپین را به میان مردم ببریم و شرکت کنندگان در کارگاه در قالب بحث های گروهی درباره محاسن و معایب روش های چهره به چهره ، گروهی و سمینار صحبت کردند .

طی صحبت ها قرار شد بچه های رشت با برای خودشان سایتی راه بیاندازند و اگر لازم بود از بچه های تهران کمک بگیرند و تجربه ، ایده ها و انتقاداتشان را مطرح کنند . کارگاه ساعت 7 تمام شد و بچه ها یکی یکی رفتند .

پایان مهمانی رشت

ما تا ساعت 11 همچنان پیش صاحبخانه مهربانمان بودیم . با وجود آنکه از ابتدا امیدمان را به برگزا ری کارگاه از دست داده و به قصد آشنایی بیشتر با بچه ها، به رشت رفته بودیم ، واقعاً با مهمان نوازی رشتی ها مواجه شدیم . موقع برگشت اینقدر خسته بودیم که شیطنت های مسیر تهران – رشت را کنار بگذاریم و از رشت تا خود تهران بخوابیم. چشمان خواب آلودمان را در ترمینال غرب باز کردیم . باران می آمد و ما از یکدیگر سئوال می کردیم که اینجا کجاست ؟ ساعت 5 صبح بود . سارا و زارا رفتند در مسجد بخسبند تا شاید ساعت شش و نیم وقتی راننده اتوبوس برگشت ، موبایل سارا را پیدا کنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:36  توسط زنان  | 

ویب هوتی پاتل/ ترجمه یاسمین فضیلی

چهار شنبه 2 اسفند 1385

جنبش زنان در هند، در اوائل دهه هشتاد، کمپین هایی را علیه تجاوزات جنسی، خشونت های خانگی و استفاده از سکس در تبليغات به راه انداخت. در سالهای قبل از آن در دوره بسیار مهم سالهای 1980-1977 گروهای کوچک فعالان حقوق زنان، بررسی پرونده های مختلفی از تجاوزات سنتی و مرگ مرموز زنان خانه داردر حیدر آباد، مدرس بمبئی و دهلی به عهده گرفتند. توده زنان فقیر در کشمکش با افراد قبیله دسته بندی های کار صنعتی و جنبش Dalit که با تنفر از جنس زن در میان افراد جامعه مقابله می کرد و محرومیتهای اجتماعی و خشونت نیروهای پلیس ,نظامی و شبه نظامی گرفتار شده بودند. این دست تجربه های شخصی ,سازمانی و نظام مند از خشو.نت, گروههای فعال در امور زنان را وادار کرد که مبحث خشونت علیه زنان رادر سر فصلهای سیاسی خود قرار دهند. همزمان با راه اندازی کمپین های سازمان دهی شده توسط گروهای اجتماعی _ فرهنگی مختلف و در بین زنانی از طبقات اقتصادی متفاوت و با جهت گیری سیاسی گوناگون ,تاکتیکهای به روز برای موثر کردن این کمپین ها و همچنین استراتژی طولانی مدت برای ایجاد فضای مناسب برای زنان در جهت به وجود آوردن عدالت جنسیتی درنظام موجود ایجاد شد. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 21:28  توسط زنان  | 

بيانيه پروفسور نيکي کدي درباره حمايت از کمپين يک ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض آميز در ايران:

بسياري از آمريکايياني که سالها موضوع مطالعه شان ايران بوده است ، احترام زيادي براي ايرانيان قائلند و مي دانند که اگر فضاي بين المللي اين اجازه را بدهد، همانطور که طي چند دهه گذشته نيز اين گونه بوده است، ايرانيان مي توانند خودشان در اصلاحات کشور خودشان تاثير گذار باشند. دوستداران اصلاحات و پيشرفت در ايران مخالف هر گونه تهديد و حمله نظامي به ايران هستند و معتقدند که اصلاحات و دموکراسي تنها در فضاي مذاکره و کاهش سخنان خصومت آميز از جانب دو دولت ايران و آمريکا امکان پذير است.

در اين ميان ما هم چنين کمپين موثر يک ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض آميز را ، که از دولت مي خواهد تا به قوانين تبعيض آميز بر عيه زنان پايان دهد، اقدامي به جا مي دانيم. اين کمپين تا کنون در گرد آوردن زنان از طبقات اجتماعي مختلف و با ديدگاه هاي متفاوت حول هدفي واحد يعني رفع تبعيض از زنان که به نفع تمام ايرانيان است، موفق عمل کرده است. در چند دهه اخير برخي قوانين مدني، قوانين حکومتي و رسوم تبعيض آميز به نفع زنان تغيير كرده است، اما براي برابري حقيقي و قانوني، قوانين تبعيض آميز نيز بايد اصلاح شوند تا تفاوت قانوني موجود ميان مردان و زنان از بين برود.

اين کمپين ملي در راستاي پايان دادن به قوانين تبعيض آميز، حركت اميدواركننده اي براي زنان فداکار ايراني و بخش بسيار مهمي از مردان، در جهت بهبود اوضاع زنان ايران است. هم چنين کمپين يک ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض آميز مي تواند به آنچه که تا کنون در زمينه سلامت و آموزش زنان و کودکان به دست آمده است جنبه قانوني و حقوقي بخشد. بي شك چنين تغييراتي در قوانين براي تحقق عملي پتانسيل موجود ايرانيان و نيز ايران امري بسيار ضروري است.


*نيکي آر کدي _ استاد افتخاري تاريخ ايرانيان در دانشگاه ايالتي کاليفرنيا و نويسنده کتاب ايران مدرن : ريشه ها و نتايج انقلاب ( انتشارات دانشگاه ييل ؛ 2006) و کتاب اخيرا انتشار يافته زنان در خاور ميانه : گذشته و حال ( انتشارات دانشگاه پرينستون ؛ 2007) مي باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 21:26  توسط زنان  | 

فراخوان ”كميته رسانه“ كمپين يك ميليون امضاء:

با يك اقدام جمعي سد فيلتر را بشكنيم

سه شنبه 1 اسفند 1385


تغییر برای برابری، سایت اینترنتی کمپین یک میلیون امضا در کمتر از دو هفته برای سومین بار فیلتر شد. با وجود راه اندازی آدرس جدید سایت، جمعی از فعالان کمپین تصمیم گرفته اند با راه اندازی وبلاگ هایی به نام «تغییر برای برابری» اقدام به انتشار مطالب جدید سایت کمپین کنند.

از همین رو کمیته رسانه کمپین براي گسترش اصلاع‎رساني ، از كليه‎ي وبلاگ‎نويسان حامي كمپين در هر نقطه‎ي دنيا، مي‎خواهد در صورت امكان، هر كدام يك وبلاگ با نام« تغيير براي برابري» راه‎اندازي كرده و همزمان با انتشار مطالب جدید در سایت کمپین، آنان نيز همان مطالب را در وبلاگ‎هايي كه راه‎اندازي كرده‎اند منتشر سازند.

اين حركت جمعي علاوه بر آسان كردن دسترسي مخاطبان به مطالب سايت فيلتر شده كمپين‬‬ می تواند روشی مسالمت آمیز برای اعتراض به فیلترینگ نیز باشد.

هر بار فيلتر شدن سايت كمپين، علاوه بر اختلال ميان سايت با مخاطبانش و نيز تحميل وقت و انرژي بسيار، بار مالي را نيز به اعضاي كمپين كه همگي به‎طور داوطلبانه فعاليت مي‎كنند تحميل مي‎كند. هزينه‎ي خريد دمين جديد (آدرس جديد) هر بار بالغ بر ۱۰هزار تومان است و تمامي هزينه هاي سايت از طريق كمك‎هاي مالي اعضا و حاميان كمپين تامين مي‎شود، از همين رو كميته رسانه كمپين از هر پيشنهادي كه به شكستن سد فيلترينگ و نشر مطالب سايت كمپين كمك كند استقبال مي كند.

در اولین گام شش وبلاگ به صورت همزمان از امروز آغاز به کار می کند.علاقمندان به دریافت مطالب کمپین از پایگاه های اینترنتی فیلتر نشده می توانند با اضافه کردن آی دی we4change@yahoo.com در یاهو منسجرشان هر روز آدرس های فیلتر نشده سایت کمپین را دریافت کنند .

براي ارسال وبلاگ‎هاي جديدي كه به اين منظور راه‎اندازي مي‎كنيد نيز مي توانيد با كميته رسانه كمپين از طريق ايميل onlinewechange@gmail.com تماس بگيريد.

مطالب جدید کمپین در اين وبلاگ ها منتشر مي شود:

http://we-change1.blogfa.com

http://wechange1.blogspot.com

http://wechange.blogfa.com

http://we4change.blogspot.com

http://we4change.blogfa.com

http://we-change5.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 17:38  توسط زنان  | 

 

كليات طرح ”يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز“

گروه‎هايي از فعالان جنبش زنان پس از تجمع 22 خرداد سال 1385 (در ميدان هفت تير) بر آن شدند كه در ادامه‎ي پيگيري اهدافي که در قطعنامه آن تجمع اعلام شده بود در جهت تلاش براي تغيير قوانين ناعادلانه و زن‎ستيز در ايران، حركتي ‎جمعي و هدف‎مند (كمپين) را در دستور كار خود قرار دهند. اين كمپين در واقع تلاش وسيعي براي ”جمع‎آوري يك ميليون امضاء“ به‎منظور درخواست تغيير قوانين تبعيض‎آميز در كشورمان است.

اهداف كمپين

جمع‎آوري يك ميليون امضاء، تنها يكي از اهداف محوري اين كمپين است زيرا اين كمپين اهداف ديگري را نيز مدنظر دارد يعني پيشبرد اين طرح با اهداف چندجانبه‎ صورت مي‎گيرد:

1 ـ اين پروژه، مبنايي براي مشاركت جمعي بخش‎هاي وسيعي از شهروندان براي تغييرات مثبت اجتماعي و رسيدن به هدفي معين و مشروع (رفع تبعيض‎هاي قانوني عليه زنان) را شكل مي‎بخشد.

2 ـ يكي از هدف‎هاي مهم اين حركت جمعي، آشنايي و گفت و گوي رو در رو با گروه‎هاي مختلف زنان و شهروندان در سطح گسترده است. ارتباط مستقيم مدافعان حقوق برابر با شهروندان و هموطنان خود باعث آگاهي يافتن از نيازها و لمس مشکلات آنها در زندگي روزمره (به خصوص در زمينه‎ي مسائل حقوقي) خواهد شد و متقابلا باعث افزايش آگاهي و حساسيت شهروندان از نابرابري‎هاي حقوقي در ميان زنان و مردان هم‎وطن‎مان مي‎گردد.

3 ـ از سويي اين تلاش و عمل جمعي به زنان و مردان حق‎طلب و عدالت‎خواه تجربه‎هاي بسياري مي‎آموزد و ارتباط بيشتر آنان را با گروه‎هاي مختلف در بطن جامعه‎ گسترش مي‎دهد. از تبعات مثبت اين ارتباط (اگر تداوم يابد) ايجاد زمينه براي بخشيدن صدا به زنان خاموش (بي‎صدايان) خواهد شد.

4 ـ اساس اين کمپين، اعتقاد به رشد آگاهي، ايجاد گفتگو ميان شهروندان و آموختن فعاليت‎هاي جمعي و دموكراتيك يعني اصلاحات از پايين، از درون جامعه‎ي مدني و نه از بالاست. بنابراين، پايه‎ي اين عمل جمعي، اعتقاد به ضرورت تقويت حوزه‎ عمومي، اعتقاد به توانمندسازي زنان، باور به اينکه تنها تغييراتي ماندگار و ريشه‎اي هستند که از بطن جامعه مي‎جوشند و نتيجه‎ي آشنايي مستقيم با دردها و لمس مشكلات، به طور مستقيم يا غيرمستقيم توسط تک تک افرادند، و نيز آگاهي از اين امر که مشكلات حقوقي، مشکل فردي و خصوصي نيست و شمار زيادي از زنان با تبعات تلخ آن دست و پنجه نرم مي کنند.

5 ـ يكي ديگر از اهداف اين كمپين بر اين اساس است كه تلاش‎گران اين كمپين، در عمل و تماس مستقيم با شهروندان جامعه‎ي خود، متوجه شوند كه بدون تحمل سختي، بدون پرداخت هزينه و البته اتحاد و همدلي، هيچ بي‎عدالتي و تبعيضي قابل تغيير نيست. همدلي و همكاري صميمانه‎ي مدافعان حقوق برابر و انساني در راستاي پيشبرد اين پروژه‎ي عدالت‎خواهانه، بي‎ترديد روحيه مشاركت در سرنوشت كشور را در ميان خود كوشندگان و متقابلا در ميان شهروندان ايجاد خواهد كرد. تاريخ مبارزات دموكراتيك زنان در ديگر کشورها، بخصوص کشورهايي با نوع حکومت و آداب و رسوم نزديک تر به ما ايرانيان نيز چيزي جز اين به ما نمي‎آموزد. اين مبارزه راهي دشوار و طولاني است و مسير اصلي آن نه از مجاري و معادلات قدرت، مردان و زنان قدرتمند و.....، بلکه خيلي ساده از طريق آگاهي و حساسيت تک تک زنان و شهروندان عادي نسبت به خودشان و درك موقعيت و جايگاه‎شان در جامعه مي‎گذرد.

6ـ اجراي موفق اين كمپين نشان خواهد داد كه خواسته‎ي برحق تغيير قوانين تبعيض‎آميز محدود به 4-5 هزار نفر از زنان نيست. بلکه اين خواسته، خواسته‎اي كاملا فراگير است و تعداد بسيار زيادي از زنان و مردان ايراني از نابرابري هاي حقوقي موجود در قوانين ايران رنج مي‎برند و هرکدام از آنان با توجه به زمينه هاي فرهنگي و ميزان امکانات‎شان نسبت به آن واکنش نشان مي دهند، مثلا زني در اعتراض به اين نابرابري‎ها در روزنامه گزارش مي‎نويسد، زن ديگري با تهيه فيلم و عكس، بي‎عدالتي‎ها را منعكس مي‎كند، زن ديگري خود را مي سوزاند، دختر جواني از خانه ي پدري فرار مي کند، زن‎ ستمديده‎اي در دادگاه از وجود نابرابري از جگر فرياد برمي‎آورد و صد‎ها مورد ديگر از انواع اعتراضات اجتماعي در كشور ما و در زندگي روزمره‎ي زنان وجود دارد.

7ـ از اهداف ديگر اين كمپين مي‎توان به اين مسئله اشاره كرد كه نتايج اين عمل جمعي نشان خواهد داد خواسته‎ي تغيير و اصلاح قوانين، خواسته‎ي طيف خاصي از زنان نيست. انگ‎هايي که اغلب به مدافعان حقوق برابر و زنان فعال (براي خاموش كردن آن‎ها) زده مي شود از جمله: بي‎دردي، بالاي شهر نشيني، خودنمايي و .... واقعا صحت ندارد چون اين قوانين ناعادلانه بر زندگي همه‎ي زنان اعم از باسواد و بي‎سواد، بالاي شهرنشين و پايين شهرنشين، مجرد و متاهل، روستايي و شهري، كم و بيش تاثير مي‎گذارد.

زمان اجراي كمپين يك ميليون امضاء

زمان اين كمپين بلندمدت است يعني تا جمع‎آوري يك ميليون امضاء ادامه خواهد داشت و مقيد به زمان محدود و مشخصي نيست و تا رسيدن به حد نصاب (جمع‎آوري يك ميليون امضاء) ادامه خواهد داشت. اين حركت با توجه به ميزان زمان و تعداد مشاركت‎كنندگان در اين كمپين ممكن است تا يك سال يا حداكثر 2 سال تداوم يابد. البته اقدام براي جمع‎آوري يك ميليون امضاء نيز تنها فاز اول اين كمپين خواهد بود و بعد از جمع‎آوري امضاء، كمپين به مرحله‎ي ديگر فعاليت خود خواهد رسيد.

خواسته‎هاي اين طرح ضديتي با اسلام ندارد

تقاضاي بازنگري در قوانين تبعيض‎آميز نه تنها درخواستي غيرمشروع و مخالف اسلام نيست بلكه با تعهدات بين‎المللي دولت ايران نيز همخواني دارد چون ايران به ميثاق بين المللي حقوق مدني-سياسي و ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي-اجتماعي پيوسته و اولين گام در اين کنوانسيون‎ها منع هرگونه تبعيض است، بنابراين تبعيض بايد از بين برود چون منطبق با تعهدات بين المللي دولت ايران است.

از سوي ديگر اين درخواست هيچ‎گونه ضديتي با مباني اسلام ندارد زيرا جزو اصول دين به‎شمار نمي‎آيند. تغيير قوانيني كه در اين كمپين مورد درخواست است محل اختلاف بين مجتهدين و علماي دين است و بسياري از فقها از جمله آيت‎الله صانعي يا آيت‎آلله بجنوردي و شمار ديگري از مجتهدين سال‎هاست که بازنگري در قوانين تبعيض‎آميز عليه زنان را مورد تاييد قرار داده‎اند و تغيير آن‎ها را مغاير با اسلام ندانسته‎اند.

در هر حال طرح جمع‎آوري ”يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز“ قبل از هرچيز به مسئولان و به افكار عمومي جامعه نشان خواهد داد كه بسياري از زنان و مردان آزادانديش در ايران خواستار تغيير و بازنگري در قوانين تبعيض‎آميز و زن‎ستيز موجود هستند و اين خواست تغيير قوانين، تنها خواست يك گروه كوچك از زنان ايراني نيست. هم‎چنين طرح و درخواست گسترده براي تغيير و بازنگري در قوانين تبعيض‎آميز و جمع‎آوري اين امضاءها به قانونگذاران ثابت خواهد كرد كه زنان ايران در مورد درخواست خود جدي و استوار هستند.

روش اجراي اين كمپين

روش اجراي اين كمپين، عمدتا متكي بر روش "چهره به چهره" است. براي اجراي اين كمپين از 4 روش مختلف استفاده مي‎شود:

1 ـ ارتباط و جمع‎آوري امضاء از طريق مراجعه به خانه‎ها (طرح خانه به خانه) و صحبت با زنان به‎طور فردي .

2 ـ ارتباط و جمع‎آوري امضاء از طريق شناسايي مراكز جمعي زنان و بحث‎هاي اقناعي با آنان به‎صورت گروهي. در واقع استفاده از فضاهاي عمومي مانند وسائل نقليه عمومي، پارک‏ها، دانشگاه‎ها، كارگاه‎هاي توليدي، آرايشگاه‎ها، مراکز درماني، سفره‎ها و روضه‎خواني‎ها، مراكز ورزشي و كليه اماكني كه ممكن است زنان در آن‎جا به‎صورت جمعي حضور داشته باشند از جمله فضاهايي است كه اعضاء و كوشندگان اين كمپين مي‎توانند با هم‎وطنان خود گفت وگو و مذاكره كنند.

3 ـ ارتباط و جمع‎آوري امضاء از طريق برگزاري سمينارها و جلسات بحث و گفت وگو در تالارها و فرهنگسراها.

4 ـ ارتباط و جمع‎‎آوري امضاء از طريق اينترنت با ارسال ”جزوه‎ي آموزش حقوقي“ از طريق اينترنت.

آموزش داوطلبان، الزامي است

براي اجرا و پيشبرد اين كمپين نياز به نيروهاي داوطلب به‎صورت گسترده و آموزش آنان است. از اين‎رو كميته‎هاي مختلفي براي اجراي اين كمپين شكل گرفته است كه يكي از اين كميته‎ها، ”كميته‎ي آموزشي“ است اين كميته به برگزاري كارگاه‎هاي‌ آموزشي براي كليه‎ي كساني كه داوطلب كار هستند، اقدام مي‎كند. در اين كارگاه‎هاي آموزشي همه‎ي كساني كه مي‎خواهند داوطلبانه در اين امر مشاركت كنند و به جمع‎آوري امضاء بپردازند آموزش‎هاي لازم در مورد قوانين موجود در رابطه با زنان و نيز نحوه‎ي كار با شهروندان هنگام مراجعه به خانه‎ها و نيز روش استفاده از مراكز تجمع زنان و مردان براي طرح كمپين، آموزش داده مي‎شود. طي كردن اين دوره براي كليه داوطباني كه مي‎خواهند در بخش آموزش چهره به چهره همكاري كنند الزامي است.

ذكر اين نكته مهم است كه داوطلبان لازم نيست در زمينه‎ي مسائل حقوقي زنان حتما تخصص داشته باشند بلکه در اين كارگاه‎ها آموزش‎هاي لازم و در ارتباط با موضوع: "آشنايي با حقوق زنان در قوانين" براي صحبت رو در رو و پاسخگويي به سوالات و ابهامات شهروندان، ارائه خواهد شد.

گستره‎ي فعاليت

محدوده‎ي جغرافيايي اين كمپين تنها به شهر تهران محدود نخواهد بود و گروه‎هاي فعال زنان در كليه‎ي شهرستان‎ها نيز مي‎توانند در اين طرح بزرگ مشاركت كنند. گروه‎ها و افراد فعال در شهرستان‎ها مي‎توانند درصورت امكان براي شركت در كارگاه‎هاي آموزشي به تهران بيايند و سپس كار خود را در شهرستان‎ها آغاز كنند. اما اگر تعداد اعضاي گروه‎هاي فعال زنان در شهرستان‎ها زياد باشد مي‎توانند درخواست خود را ارائه كنند كه كارگاه‎ آموزشي در شهر خودشان برگزار شود. هم‎چنين جمع‎آوري امضاء از هم‎وطنان خارج از كشور (به‎صورت پست يا رفت و آمد مسافر و بالاخره از طريق اينترنت) نيز مي‎تواند صورت بگيرد.

ثبت تجربه‎ها براي حال و آينده

بخش ديگر اين كمپين، ”مستندسازي“ است. بدين معنا كه هر داوطلب در هنگام فعاليت براي جمع‎آوري امضاء و گفت و گو با شهروندان مي‎تواند تجارب و نكات جذاب و مهمي را كه در خلال گفت وگو و تعامل‎اش با زنان مختلف انجام مي‎دهد به‎صورت يادداشت روزانه در دفترچه‎هاي مخصوصي كه در اين مورد تدارك ديده شده ”تجارب منحصر به‎فرد“ خود را يادداشت كند و هنگام برگرداندن ليست‎ امضاء‎ها، اين دفترچه‎ها را نيز ارائه كند تا اين تجارب در روند كار، گردآوري شود و در حين اجراي اين كمپين (به‎خصوص در كارگاه‎هاي آموزشي) شيوه‎هاي خلاق گفت و گو با شهروندان به‎طور مداوم به‎روز شود. در پايان اين كمپين و در فاز دوم آن، تمامي تجربه‎هاي داوطلبان، تنظيم و همه‎ي تجربه‎ها با نام خود داوطلبان به صورت كتاب منتشر خواهد شد تا براي ديگر گروه‎هايي كه مي‎خواهند كارهاي مشابهي انجام دهند و نيز براي آيندگان، باقي بماند.

حداقل سن امضاءكنندگان

حداقل سني كه براي امضاء كنندگان در نظر گرفته شده است 18 سال است. يعني فقط زنان و مرداني كه بيش از 18 سال دارند مي‎توانند بيانيه اين كمپين را امضاء كنند.

اين امضاءها در فرم‎هاي مخصوصي كه به اين منظور چاپ شده است و در اختيار كليه‎ي داوطلبان قرار مي‎گيرد جمع‎آوري مي‎شود تا همه‎ي امضاءها به‎صورت هماهنگ و يك‎دست باشد (علاوه بر آن‎كه روي وب سايت مخصوص اين كمپين نيز ثبت و منتشر مي‎شود). فعاليت كليه‎ي اعضاء و كوشندگان در اين كمپين، كاملا داوطلبانه است در عين‎حال براي پيشبرد اين كمپين هر يك از مشاركت‎كنندگان مي‎توانند حداقل مبلغ 5 هزارتومان براي عضويت در اين كمپين بپردازند، چرا كه اين كمپين با همين كمك‎هاي مالي و سرمايه‎اي كه داوطلبان از زندگي خود مايه مي‎گذارند پيش خواهد رفت. ما زنان جز زندگي خود و درآمد ناچيز شخصي‎مان هيچ منبع ديگري براي پيشبرد تغييرات به نفع بهبود زندگي اجتماعي‎مان دراختيار نداريم. به‎رغم اين بي‎پشتوانگي تاريخي اما ما با تكيه به توانايي‎هاي‎مان، روي پاهاي خودمان ايستاده‎ايم و اين پروژه‎ي عظيم را با موفقيت به سر منزل مقصود خواهيم رساند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 17:37  توسط زنان  | 

شیرین عبادی: کمپین با نورافکن وارد خانه ها شده است

ناهید جعفری

دو شنبه 30 بهمن 1385

به دعوت کمیته روابط عمومی کمپین یک میلیون امضا در تهران، پنج شنبه 26 بهمن ماه، نشستی با حضور شیرین عبادی برنده نوبل صلح و جمعی از فعالان جنبش زنان برگزار شد. در این نشست خدیجه مقدم، ناهید توسلی، سیمین مرعشی، فاطمه فرهنگ خواه، نیره توکلی، فخرالسادات محتشمی پور، پروین بختیار نژاد، گوهر شمیرانی، نیلوفرمهدیان، فریده ماشینی، انسیه مستشاری، روشنک سیاسی، وجیهه مقدم و ناهید جعفری حضور داشتند.

نشست با توضیحات خدیجه مقدم از اعضای کمپین آغاز شد. او در سخنان خود بر انگیزه و ضرورت برقراری ارتباط با سایر گروه ها تاکید کرد و ضمن آنکه اشتراک نظر زنان را با هر مقام و مسئولیت و جایگاهی در اعتراض به قوانین تبعیض آمیز با اهمیت دانست، هدف از برگزاری چنین جلساتی را جلب مشارکت زنان فعال درحوزه های اجتماعی و خواهان تغییر قوانین تبعیض آمیزبرشمرد.

شیرین عبادی حقوقدان و برنده ی جایزه ی صلح نوبل، سخنان خود را اینگونه آغاز کرد:«کمپین جنبشی همگانی است و جایش در قلب زنان و مردان ایرانی است». وی در ادامه گفت: «این جنبش، رهبری، اداره مرکزی و شعبه ندارد. و این از ویژگی های با ارزش جنبش فمینیستی در ایران است. تا به حال هیچ جنبشی را بدین صورت عمیق و گسترده ندیده ام.» عبادی با تاکید براینکه ایران وضعیتی استثنایی دارد، افزود:« در کمتر کشوری در منطقه، این تعداد زنان تحصیل کرده در شئون مختلف وجود دارد. در کویت یک زن نماینده مجلس شد ولی به مجلس راهش ندادند. در ایران هیچکس نتوانسته زنان را نادیده بگیرد و بر روی آنان خط بطلان بکشد. ما زنان ایران در راهی قدم گذاشته ایم که حذف هر کدام از ما هیچ تأثیری در روند این حرکت گسترده نخواهد داشت.»

عبادی با تاکید بر اینکه موضوع کمپین طرح خواست حداقلی زنان ایران است گفت:« ما با استفاده از خرد جمعی تصمیم گرفتیم که از خواسته های حداقلی مان شروع کنیم. بحث های تئوریک را به عمل تبدیل کرده و از قوانین نابرابر شروع کردیم. خوشبختانه سلیقه شخصی ملاک عمل قرار نگرفته و اختلاف دیدگاه ها و مشکلات فردی ربطی به کمپین ندارد، به همین دلیل نیز دنیا به آن جواب مثبت داده و صدای کمپین فراتر از مرزهای ایران رفته است. چنانچه در جلسه ی برندگان صلح نوبل که در آفریقای جنوبی برگزار شده بود از من راجع به کمپین در ایران سؤال کردند و همینطور خواستند که در جلسه ای که در ایرلند قرار است برگزار شود، کمپین مطرح شود. نیویورک تایمز راجع به کمپین نوشته، فیلسوفان فمینیست فرانسوی، دالایی لاما و خیلی از افرادی که صدای کمپین را شنیده اند، آن را امضاء کرده و یا حمایت خود را اعلام کرده اند.»

عبادی با اشاره به روش کار در کمپین گفت:« روش آگاهی بخشی چهره به چهره روش بسیار تأثیرگذاری است ولی در کنار آن سرعت عمل هم مهم است. کمپین در دانشگاه ها، ورزشگاه ها و .... نیروهای بیشتری را می طلبد.»

در این نشست، نیره توکلی مدیر عامل انجمن هم آوا و عضو هم اندیشی زنان گفت:« دوره جدیدی در جنبش زنان آغاز شده و اتحاد جدیدی رخ داده است. یکی از ویژگی های کمپین این است که موضوع اش مسئله همه زنان است به راحتی می توان با زنان ارتباط برقرار کرد. هر چند هر حرکتی که زنان انجام می دهند با مارک "غربی" روبرو می شود ولی کمپین ضدیتی با اسلام ندارد و حرکتی فرهنگی است که بخوبی پیش می رود. فقط باید اطمینان بخش باشد. ولی سؤال این است که آیا علنی تر کردن کمپین بهتر است یا نه؟

فخرالسادات محتشمی پور عضو مدیرعامل انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و عضو کمیسیون زنان جبهه مشارکت نیز گفت:« این همه توهین و تحقیر به ما زنان می شود. باید بیشتر راجع به کمپین نوشت و ابهام زدایی کرد. می توان هنرمندان، ورزشکاران، خواننده ها و .... را هم در جریان کمپین گذاشت. می توان نمایشگاه های عکس، پوستر و ... گذاشت. در ضمن باید در هر روزنامه ای یک رابط داشته باشیم که درباره کمپین بنویسد.»

پروین بختیارنژاد نویسنده و فعال امور زنان گفت: «در کشور ما همیشه پل ارتباطی جامعه با لایه های روشنفکر دانشجوها بوده اند. اعضای کمپین باید از وجود دانشجوها بیشتر بهره ببرد. برای بردن قوانین نابرابر به درون جامعه باید از مسائل ملموس شروع کنیم. مثلا اعتراض به سریال های ضد زن تلویزیون که در انجمن صنفی و به همت گروه های زنان برگزار شد، بسیار تأثیرگذار بود.»

فاطمه فرهنگ خواه عضو هم اندیشی زنان گفت: «می توانیم با طرح تغییرهمین قوانین تبعیض آمیز در مراکش و بعضی کشورهای مسلمان استفاده کنیم. در ضمن با نماینده های زن در مجلس شورای اسلامی برای حمایت و امضاء بیانیه کمپین یک میلیون امضاء هم وارد مذاکره شویم.»

فریده ماشینی عضو کمیسیون زنان حزب مشارکت عنوان کرد که بحث کمپین در کمیسیون مطرح شده و کسی مخالف آن نبوده است ولی پلاتفرم حرکت، اجتماعی است نباید سیاسی شود. عده ای معتقدند که با توجه به خواستگاه حزب و مسلمان بودن اکثریت مردم، نکاتی به مطالب دفترچه های حقوقی کمپین اضافه شود که حمایت بیشتر مردم مسلمان را داشته باشد. وی همچنین ضمن تاکید براینکه باید از ظرفیت های مختلف برای پیشبرد اهداف کمپین استفاده کرد، پیشنهاد داد که زنان فعال در 8 مارس امسال طی جلسه ای قوانین تبعیض آمیز را با احزاب دیگر به بحث و گفتگو بگذارند. وی ضمن با اهمیت شمردن روش "چهره به چهره" گفت که باید از تمام پتانسیل ها همچون رایزنی و..استفاده کرد. او گفت :« باید به سراغ افراد و جلب حمایت کسانی برویم که تا به حال، کمپین به سراغشان نرفته است».

ناهید توسلی مدیر مسئول مجله نافه و فعال امور زنان، آگاهی دهی فرهنگی را لازمه پیروزی کمپین دانسته و گفت:«: من کمپین را امضاء کردم و به نظرم بهترین اتفاقی است که در ایران در حال وقوع است. در طول هزاره ها، حقوق ما زنان ضایع شده است، در عین حال جامعه ما جامعه ای دینی است و قوانین، به خصوص قوانین مدنی بر این اساس نوشته شده است. بنابراین باید سعی کنیم حساسیت زدایی کنیم .»

انسیه مشتشاری دیگر فعال زنان مطرح کردن کمپین به شیوه های هنری و ادبی را پیشنهاد داد. در عین حال روش چهره به چهره را بسیار خوب و مناسب خواند.

روشنک سیاسی از اعضای حزب کارگزاران پیشنهاد داد که باید نخست به سراغ افراد سرشناس رفت و از آنجا که تعدادمان کم است فعلا از طریق روزنامه ها و رسانه ها کمپین را معرفی کنیم تا وقتی که تعدادمان بیشتر شد (مثلا 200 – 300 نفر) بتوانیم از روش های دیگر استفاده کنیم.

ناهید جعفری عضو مرکز فرهنگی زنان در مورد تعداد اعضای کمپین گفت: «در حال حاضر اعضای کمپین بجز حامیان و کسانی که فقط امضاء کرده اند، بیش از 300 نفر است. کمپین نه تنها در تهران که در بسیاری شهرستانها هم فعالانی دارد که به طور جدی آموزش چهره به چهره می دهند و امضاء جمع آوری می کنند.» وی ادامه داد: درست است که روش چهره به چهره است ولی آگاهی دادن به تنهایی کافی نیست و برای فاز بعدی حرکت، جمع آوری امضاء ضرورت دارد. همه افراد، گروهها، احزاب با هر دیدگاه و جایگاهی می توانند در پیشبرد اهداف کمپین فعالیت کنند به این دلیل که قوانین فقط برای یک قشر خاصی از جامعه نیست بلکه برای تمام زنان از شهری و روستایی است. در واقع سرعت عمل داشتن برای جمع آوری امضاء در کنار آگاهی بخشی کار عمده ی فعالین کمپین است.

سوسن طهماسبی عضو روابط عمومی کمپین گفت: «در طول 5 ماهی که کمپین شروع به کار کرده ، دیدگاهها نزدیکتر شده، دامنه این حرکت گسترده تر شده و نیروهای جوان خیلی خوب کار کرده اند. هر کسی با هر شیوه ای و با توجه به توانایی هایش می تواند در پیشبرد اهداف کمپین کار کند. کمپین یک حرکت توده ای و غیرمتمرکز است.»

سیمین مرعشی عضو مرکز فرهنگی زنان و یکی از اعضای کمپین، از روش چهره به چهره به عنوان یکی از بهترین روش های آگاهی بخشی نام برد و گفت:« در بعضی از مناطق تهران زنانی زندگی می کنند که سواد خواندن و نوشتن ندارند ولی تأثیرات این قوانین نابرابر در زندگی آنها هم همانی است که برای اقشار مرفه و متوسط و...هست».

خدیجه مقدم توجه شرکت کنندگان را به اینکه حرکت جمعی است، مطالبات روشن است و کمپین متولی ندارد، جلب کرد و گفت:« کمپین به گروه یا فردی تعلق ندارد، کمپین مال همه است و معرفی آن از زبان کسانی که سابقه مبارزات مدنی دارند دلگرمی بیشتری ایجاد می کند» وی سپس درباره خواسته های حداقلی و حداکثری زنان از خانم عبادی سؤال کرد.

خانم عبادی درپاسخ گفت:« آرمان باید بالا باشد. ما رؤیاوار می اندیشیم ولی واقعی عمل می کنیم. زنان ما خواهان حقوق برابر هستند، به قوانین تبعیض آمیز اعتراض دارند، هیچ ایرادی ندارد که مثلا 10 گروه روی یک مسئله کار کنند. ایجاد وفاق بیشتر اتحاد گروهها، انجمن ها و افراد را می طلبد. تساوی طلبی مانند دوی امدادی است و در آن تیم برنده می شود و بحث فردی جایی ندارد. حرکت های زنان همیشه از طرف "آقایان" به بهانه های مختلف مثل "مملکت در موقعیت حساسی است"، "دشمن سوءاستفاده می کند" و " .... محکوم به خاموشی شده است. حال آنکه کمپین نه تنها با چراغ خاموش و بی سروصدا حرکت نکرده بلکه با نورافکن و سریع وارد هر خانه ای شده است.» عبادی افزود:« روند پیشرفت خوب بوده ولی باید سرعت عمل بیشتر شود. در واقع کمپین خواسته ی حداقلی است که زنان برای مطرح کردن در جامعه و آموزش چهره به چهره بر سر آن به توافق رسیده اند.»

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 17:37  توسط زنان  | 

 

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

شنبه 28 مرداد 1385

مجموعه‎ قوانين موجود در ايران، زنان را جنس دوم قلمداد كرده و بر آنان تبعيض روا می دارد، آن هم در جامعه ای که بيش از 60 درصد از پذيرفته‎شدگان دانشگاه‎ها را زنان تشكيل می‎دهند. در بسياري از جوامع اعتقاد بر آن است كه قانون بايد يک پله از فرهنگ بالاتر باشد تا بتواند فرهنگ جامعه را تعالي بخشد اما قوانين در ايران از فرهنگ و موقعيت زنان عقب‎تر است.

طبق قانون يک دختر در سن نه سالگي مسئوليت کامل کيفري دارد و اگر مرتکب جرمي شود که مجازات آن اعدام است دادگاه مي‎تواند او را به اعدام محكوم ‎كند. اگر زن و مردي در خيابان تصادف کنند و هر دو فلج شوند طبق قانون خسارتي که به زن مي دهند نصف خسارت مرد است. اگر حادثه‎اي جلوي چشم زن و مردي اتفاق بيافتد طبق قانون شهادت زن به‎تنهايي پذيرفته نمي‎شود اما شهادت مرد پذيرفته مي‎شود. طبق قانون، پدر مي‎تواند با اجازه دادگاه، دخترش را حتي قبل از 13 سالگي به عقد مرد 70 ساله‎اي درآورد. طبق قانون، مادر هيچ‎گاه نمي‎تواند سرپرست امور مالي فرزندش باشد و در مورد محل زندگي، اجازه خروج از كشور و حتي مسائل درماني كودك تصميم بگيرد. طبق قانون مردان مي‎توانند چند همسر داشته باشند و هر موقع بخواهند زن‎شان را طلاق بدهند.

اين موارد تنها بخش كوچكي از نابرابري و تبعيض‎هاي قانوني نسبت به زنان است و بي‎شك زناني كه در طبقات پايين جامعه قرار دارند يا جزو اقليت‎هاي قومي و مذهبي هستند از تبعيضات قانوني بيش از ديگر زنان رنج مي‎برند. از سويي، وجود قوانين ناعادلانه‎، روابط بين زن و مرد را چنان ناسالم و نامتعادل ساخته كه زندگي مردان را نيز با مشكلات بسياري مواجه كرده است، از جمله مي‎توان به رواج ميزان بالاي مهريه اشاره كرد كه به‎دليل احساس عدم امنيت ناشي از تبعيضات قانوني از سوي زنان درخواست مي‎شود.

از سوي ديگر، دولت ايران به ميثاق‎هاي بين‎المللي حقوق بشر ملحق و متعهد به اجراي مقررات آنان شده است. مهم‎ترين ضابطه در حقوق بشر عدم تبعيض برمبناي جنس، قوم، مذهب و... است. بنابر مباني فوق ما امضاءكنندگان اين بيانه خواستار رفع تبعيض از زنان در كليه‎ قوانين بوده و از قانونگذاران مي‎خواهيم كه نسبت به بازنگري و اصلاح قوانين بر اساس تعهدات بين‎المللي دولت اقدام نمايند.

امضاهای زیر تنها امضاهایی است که از طریق اینترنت جمع آوری شده و شامل امضاهایی که به صورت چهره به چهره جمع آوری شده نیست.

نکته:

افرادي كه مايل به امضاي بيانيه كمپين يك مليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض اميز هستند و دسترسي به اعضاي كمپين ندارند، مي توانند با پرينت گرفتن فرمي كه به صورت پي دي اف ضميمه شده است، بيانيه را امضا كرده و به آدرس صندق پستي كمپين : ایران، تهران صنوق پستی 851-14335 بفرستند. عزيزاني هم كه قبلا به صورت اينترنتي بيانيه را امضا كرده اند، در صورتيكه تمايل به امضاي دستي داشته باشند مي توانند از همين طريق اقدام كنند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 17:32  توسط زنان  |